گلها
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند زغم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
نه کسی آید نه کسی خواند زنگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب با گلها سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را چه کسی داند زغم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
چون ابری سرگردان می گرید چش من در تنهایی
ای روز شادی ها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی از چشمم غم دل تو نمی خوانی
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 9:49  توسط ناشناس
|
