عروسک وار

این روزا....
يه حسی بهم ميگه :
بيگانه را به خانه را نده ٬ او به قصد غارت آمده است ...
همه را ... زشت و زيبا و مورچه و ديوار را
همه را دوست داشته باشم و ... و دلبسته به هيچکس نباشم
دلبسته بودن , شبيه طنابی در گردن داشتن است
بايد مواظب باشی و گرنه
يا خودت از دست می روی يا طناب بيچاره پاره می شود ...
اگر خودت از دست بروی , دو حالت دارد
يا طناب برای هميشه نعش خاطرات تو را , آويزان بر خودش حفظ می کند
و يا از گردن بی جان تو بر گردن تازه نفسی ديگر می افتد ...
و اگر طناب پاره شود ،
و يا دنبال طنابی ديگر برای آويزان کردن خودت می گردی ...
رسم زندگی همين است
گلها
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند زغم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
نه کسی آید نه کسی خواند زنگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب با گلها سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را چه کسی داند زغم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
چون ابری سرگردان می گرید چش من در تنهایی
ای روز شادی ها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی از چشمم غم دل تو نمی خوانی
بی تو...
بی تو ONLINشبی بازازآنROOM گذشتم
دلخوشی ها
آشیان
طعم واقعی عشق
|
طعم واقعى عشق :
فقط بخوان و با دقت عمل كن:
۱. رك و راست باش. ۲. آرام، متين و مؤدب باش. ۳. راستگو باش. ۴. سعى كن فراموش كنى و ببخشى. ۵. به طرف مقابل خودت با ديدى مثبت نگاه كن. ۶. قدردان خوبى ها باش. ۷. آشكارا بگو چه چيزهايى را دوست ندارى. ۸. معقول و منطقى حرف بزن. ۹. با دلسوزى و عميق گوش كن. ۱۰. خطاهايت را بپذير و هرگاه اشتباه كردى آن را قبول كن. ۱۱. خيلى واضح و روشن بگو خواهان چه هستى و صبر كن تا دوباره نوبت حرف زدنت برسد.
۱۲. بگو: «متأسفم». ۱۳. بگو: «متشكرم». ۱۴. حق شناس باش. ۱۵. بياموز كه احترام بگذارى و حتى كوچك ترين نشانه هايى از مهربانى و لطف را جبران كنى.
۱۶. بچه ها بهترين هديه هايى هستند كه خداوند به انسان ارزانى داشته است، به آنها با اعتدال عشق بورز تا توجه كم يا زياد نسبت به آنها،
وجودشان را به تاراج نبرد.
۱۷. بياموز، آرامش را با تمام وجود درك كنى. ۱۸. درمواقع نياز به بهترين وجه يارى رسان باش. ۱۹. فراموش نكن. تو و طرف مقابلت مانند هركس ديگرى، انسان هستيدو ممكن است اشتباه كنيد. |
سلام
از اینکه به وبلاگ من هم سر کشی کردین متشکرم
غروب افتاب
بخوان ترانه ای که در غروب ؛سکوت رااسیاب را صدا کند.
مگر که غم تو را رها کند.........
ترانه ای بخوان ...بخوان برای سنگها : بخوان برای دشتها که خسته اند ......
داغ پیشانی....
پرواز تو غریو ویرانی من
ان بوسه اخرت به یادم مانده
داغی که نشسته روی پیشانی من....
امید ساحل
وای بر دل ارزوی باطلی دارم هنوز
زورق تاب وتوان شو :غرق در بحر زمان
وز سر غفلت امید ساحلی دارم هنوز...
باشد.....
با ان که دل مرا خراشد ...باشد
چشمان سیاه سنگ سایت امروز
این سنگ من است میتراشد....باشد
بی معرفت
می روی باشد ولی روزی بیا بی معرفت
ابتدای آشنایمان به یادت مانده است؟
تو نگفتی با توام تا انتها بی معرفت
کوچه ها بی معرفت ؛ائینه ها بی معرفت
پنجره ...شب ...آسمان...حتی خدا بی معرفت
گیرم از من خسته ای وراضی با من ولی
فحش دیگر می دهی آخر چرا بی معرفت
بوسه هایت پشت شیشه یک به یک پوسیده اند
غافلی از حال من این روزها بی معرفت
نعش من روی زمین افتاده اما بی خیال
می روی باشد برو گم شو نیا بی معرفت.....
برای او...
خواستنم را و خواستمش راخواهانم تا وقتی که خواهم بود.....
برای گلم......
چرا که جز گل نامی برایت نمی شناسم.
که چون گل معطر ـدلرباـافسونگر و بی وفای.... بی وفای....بی وفایی.
آدمی به محبوبهایش چیزهای زیادی می بخشد.ـکلام ـ آرامش ـلذت.....
تو با ارزش ترین همه را به من بخشیدی.
فقدان.....
عشق ترکیب سه کلمه نیست.
عشق یک کلمه نیست
عشق یک د نیا نیست
عشق حتی یک کهکشان نیست
عشق یک ذره است. ؛ (فقط یک ذره)
ذره ای نور از دل یک عاشق
دلی که مملو از ذرات عشق است ......
کبوتر
بام چشمان تو پروازم بود
و نمی دانستم گاهی بام هم دام شود
دل که بیچاره پرواز بود
یادگاری شد ودر بام افتاد
ماندگاری شد ودر دام افتاد
قناری سار ؛بلبل پر ؛پرستو پر ؛کبوتر پر
خزان سوز است :باغ دل هر آن گل نازنین پرپر
من و حسرت نشینی ها؛من و این سخت جانی ها
تو ازدلبستگی ها پر؛توبا یک آسمان پر پر
تمام زندگی تکرار یک کوچ است؛یک پرواز
تمام زندگی تکرار یک گل یک گل پر پر
تو و چون گل شکفتن ها :تو و تا اوج رفتن ها
من و خار جنون در دل :من تیر خطر در پر
تمام سینه سرخان روی بال خویش می بردند
تو را وقتی که زخم یک کبوتر داشتی در پر
دگر ازمن چه می خواهی بگیرو یک جنون بشکن
اگر ائینه؛ ائینه اگر گل گل. اگر پر پر
من از افسانه موهوم دل بایست می خواندم
که در اسطوره آتش سیاوش بر سمندرپر
همیشه قسمتم این کنج محنت نیست :می دانم
به سوی چشمانت می گشایم روز آخر پر
آمد نوشت خوب و زیبا گل سرخ
موضوع جدید درس انشاء گل سرخ
یک لحظه قلم به سمت دفتر خم شد
آهسته نوشت یک معما گل سرخ
نام تو تمام دفترم را پر کرد
آن شب تو سری به ما زدی یا گل سرخ
به به :چه شباهتی ولی راست بگو
نام تو نبوده بیش از اینها گل سرخ
یک لحظه معلم از نگاهم پی برد
در دفتر من تویی تو تنها گل سرخ
پرسید که غیر از توکسی عاشق نیست
گفتم که اجا......اجازه آقا گل سرخ
پرسید که حرف دیگری هم داری
تا سبز شود تمام دنیا گل سرخ
گفتم که تمام ابرها می دانند
من معتقدم به زندگی با گل سرخ
گفتم که کبوتر دلم پر بکشید
از این ور سادگی من تا گل سرخ
چون آخر زنگ است همه گوش کنید
این شعر قشنگ است ولی با گل سرخ....
طعنه
همش گلایه می کنی
من غریب بیکسو اسیر سایه میکنی
یقین ما رو شک نکن
به دشمنام کمک نکن
اگه می خوای بری بگو
اینجوری ما رو دک نکن
عروسک
گهواره همیشه کودکی می خواهد
دریای دوچشمم غزل طوفانی ست
وقتی که دلم عروسکی می خواهد
wind
winds blow stampeding
under the dow
we watch the fire
blazing in the wind
our hearts trem
bling under
the cry of stones
باد
بادها هراسان زیر پنجره می وزند
ما شعله درخشان آتش را در باد می بینم
قلبهای ما زیر فریادهای سنگها می لرزند
چشمانت
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم......
بیگانه
من همیشه ترا می ستودم. من همیشه بهار را در چشمان تو می دیدم.
من همیشه از دوریت رنج می بردم. من همیشه در کنارت دنیا را زیبا می دیدم.
من همیشه محو تماشای نگاهت بودم.من همیشه مشتاق شنیدن صدایت بودم.
من همیشه ؛همه جا فقط ترا می دیدم.من همیشه در التهاب دیدارت می سوختم.
من همیشه برایت بهترین ترانه ها را می سرودم .
ولی افسوس که تو با همه اینها بیگانه بودی......


